علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
445
آيين حكمرانى ( فارسى )
ابو حنيفه از باب بسنده داشتن به همان تازيانه ، از اين كيفر اضافى منع كرده است ؛ مالك گفته است : مرد تبعيد مىشود ولى زن تبعيد نمىشود ؛ و شافعى واجب دانسته است كه زن و مرد به مدت يك سال به جايى كه دست كم تا وطن آنها يك شبانهروز راه فاصله دارد تبعيد شوند ، بدين استناد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « از من فراگيريد ؛ [ خداوند ] براى زنان چارهاى قرار داده است : مرد و زن بكر با همديگر ، كيفرشان صد تازيانه و يك سال تبعيد است و بيوه و بيوه با همديگر ، كيفرشان صد تازيانه و سنگسار شدن است » « 1 » . از ديدگاه شافعى حد كافر و مسلمان در تازيانه و تبعيد همانند است . اما دربارهء برده و كسانىكه حكم برده بر آنان جارى است ، يعنى عبد مدبر ، مكاتب و ام ولد ، حد آنان در كيفر زنا پنجاه تازيانه است ، نيمى از حد انسان غير برده ؛ چرا كه اينان به بردگى نقصان يافتهاند . اما دربارهء تبعيد بردگان اختلاف شده است ؛ برخى گفتهاند : برده تبعيد نمىشود ؛ چرا كه اين كار موجب زيان مالك اوست . اين عقيدهاى است كه مالك اختيار كرده است . برخى ديگر گفتهاند : برده درست همانند غير برده يك سال تبعيد مىشود . ظاهر مذهب شافعى نيز اين است كه برده نيم سال تبعيد مىشود ، همانگونه كه تازيانهء او نصف مىشد . اما « محصن » كسى است كه به استناد عقدى صحيح با زن خويش آميزشى داشته است . حد چنين كسى سنگسار شدن يا هدف قرار گرفتن با چيزهايى همانند سنگ است ، تا هنگامى كه بميرد . در اجراى اين حد ، بر خلاف اجراى تازيانه ، لازم نيست از زدن به جاهايى از بدن كه موجب قتل مىگردد پرهيز شود ؛ چرا كه اصولا هدف از سنگسار كردن شخص كشتن اوست . در كنار محكوميت شخص به سنگسار شدن ، بر او حد تازيانه اجرا نمىشود ، اما داوود
--> ( 1 ) . « خذوا عنى قد جعل لهن سبيلا البكر بالبكر جلد مائة و تغريب عام و الثيب بالثيب جلد مائة و الرجم » . اين مضمون با تفاوتهايى اندك در منابع مختلف حديثى اهل سنت نقل شده و در بيشتر آنها پس از « جعل » واژه « اللّه » آمده و در برخى به جاى « تغريب » واژه « نفى » آمده است . براى نمونه بنگريد به : مسلم ، صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1316 ، ش 1689 و پس از آن ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 10 ، ص 273 ، ش 4427 ؛ دارمى ، سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 236 ، ش 2327 و 2328 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 8 ، ص 210 ، ش 16684 و پس از آن ؛ شافعى ، مسند الشافعى ، ص 164 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 4 ، ص 270 ، ش 7143 و پس از آن ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 853 ، ش 2550 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 285 ، ش 36124 ؛ طحاوى ، شرح معانى الآثار ، ج 3 ، ص 134 و 138 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 2 ، ص 287 ، ش 2002 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 474 ، ش 15951 ، ج 5 ، ص 313 ، ش 22718 و ج 5 ، ص 327 ، ش 22832 ؛ طيالسى ، مسند الطيالسى ، ص 79 ، ش 584 ؛ ابن جعد ، مسند ابن الجعد ، ص 154 ، ش 983 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 8 ، ص 238 و ج 12 ، ص 157 و پس از آن ؛ نووى ، شرح النووى ، ج 11 ، ص 188 و پس از آن ؛ و منابع ديگر .